تبلیغات

لینك حامیان و دوستان
نظر سنجی
تبلیغات
منابع خبری درج شده در نرم افزار
آمار
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل مطالب :
ریاست ها , آزمونگاه های مردان است .
نهج البلا غه - حكمت441
------------------------------------
در می زنند , می پر سم كیست , می گوید :
- همان بنده ی خدایی كه دیروز مشك آبت را آورد . باز كن , برای بچه هایت غذا آورده ام .
می شناسمش , دیروز درراه خانه دیدمش.كمك كرد مشك آب را تا خانه بیاورم .
دررا باز می كنم , می گویم :
- خدا خیرت بدهد . خدا خودش بین من وعلی قضاوت كند .
دیروز شكایت علی را پیشش كرده بودم شوهرم در یكی از مرزها كشته شده
و حالا من مجبورم برای مردم كار كنم تا شكم بچه هایم را سیر كنم .
مرد با همراهی اش داخل می آید . كیسه ای بردوشش است . می پرسد :
- می خواهم ثوابی كرده باشم . تونان كی پزی تا من بچه ها را سرگرم كنم
یا تو بچه ها را سرگرم می كنی تا من نان بپزم ؟
می گویم كه در نان پختن واردم . قدری خرما و گوشت ازكیسه بیرون می آورد.
و سراغ بچه ها می رود , من آرد را خمیر می كنم , چونه ها راكه می سازم سراغ مرد می روم .
نشسته پیش بچه ها . غذا به دهانشان می گذارد و می گوید :
( علی را حلال كنید كه در حق تان كوتاهی كرده ) می گویم :
- بنده خدا. خمیر آماده است . تنور را آتش كن .
سر تنور می رود . سر به تنور نزدیك می كند و چیزهایی زمزمه می كند .
چونه ها را بر می دارم كه صدای همسایه تكانم می دهد .
- هیچ معلوم است این جا چه خبر است ؟ این كیست اینجا ؟
از راه رسیده وحیرت زده ما را تماشا می كند . برایش از مرد می گویم .
نمی گذارد حرفم تمام شود . می گوید :
- این غریبه . امیرالمومنین علی است كه بر سر تنورت ایستاده!
دست وپایم شل می شوند , هرآسان به سمتش می دوم .
- شرمنده ام یا امیرالمومنین. شرمنده ام .
چهره ی گداخته اش را از دهانه تنور بر می گیرد ورو به من می كند .
- من شر منده ام. شرمنده از كوتاهی ای كه در حق تو شده است .
به همراهی اش می نگرم كه چرا به من چیزی نگفته است . می گوید اجازه نداشته ,
می گوید علی از ناراحتی سر به تنور می برده است .
می گوید . زمزمه علی این بوده :
( بچش عذاب آتش را . سزای كسی كه از حال بیوگان ویتیمان بی خبر بوده همین است... )
صفحات سایت