تبلیغات
:: .:: نرم افزار جامع خبری و اطلاع رسانی پژواك ::. - آن مرد ... داستان شماره یك ::
.:: جهت درج سایت خود در [ نرم افزار جامع خبری و اطلاع رسانی پژواك و یا جهت رفع مشكل در نرم افزار ] اینجا را كلیك نمایید ::.

   لینك حامیان و دوستان

   نظر سنجی

» محتویات این وب را چگونه ارزیابی می نمایید




   تبلیغات

نیكوكار , نیكوتر از خود نیكی است

و بدكار , بدتر از خود بدی است.

نهج البلاغه - حكمت 32

خلیفه دوم قاضی محكمه بود و علی در حضورش , كسی ازمردم مدینه شكایتی كرده بود وعلیه علی (ع) مدعی شده بود.

همین كه آمد , خلیفه دوم از علی خواست برخیزد.

-اباالحسن , كنار مدعی بایست تا به شكایتش رسیدگی كنم.

علی برخاست , اما نمی توانستی خشم را از چهره اش به خوانی.

- چه شد اباالحسن ؟ این كه گفتم كنار طرف دعوا قرار بگیری ناراحتت كرد ؟

علی پاسخ داد:

- تو شاكی را به اسم كوچكش صدا كردی و من را به كینه ام اباالحسن ! این عدالت نیست ;

شایت او مضطرب شود.


-------------------- ********************* ---------------------


نظرات شما در مورد این مطلب []

صفحات سایت