تبلیغات
:: .:: نرم افزار جامع خبری و اطلاع رسانی پژواك ::. - آن مرد ... داستان شماره سه ::
.:: جهت درج سایت خود در [ نرم افزار جامع خبری و اطلاع رسانی پژواك و یا جهت رفع مشكل در نرم افزار ] اینجا را كلیك نمایید ::.

   لینك حامیان و دوستان

   نظر سنجی

» محتویات این وب را چگونه ارزیابی می نمایید




   تبلیغات

فریاد رسی و گره گشایی , از كفاره های گناهان بزرگ است.

نهج البلاغه - حكمت 24

اسمش این بود كه خدمت كار علی (ع) هستم. اما این بار هم مثل آن بار كه می گفت :

" درستش این است كه صاحب عیال , بار اهل و عیالش را به دوش بكشد ",

هر چه كردم نپذیرفت كیسه های برنج و خرما و روغن را به من بردارم.

خودش به دوش كشید و تا خانه یتیمان برد . غذا كه درست كرد , یتیم ها را كه سیر كرد ,

تازه نوبت بازی رسید . چهار دست و پا راه می رفت و بع بع می كرد .

بچه ها هم تقلید می كردند و قهقه می زدند . دیدن این صحنه برایم عجیب بود.

و تنها پاسخ این بود :

- كیسه ها را برای ثوابش خودم به دوش كشیدم . بچه ها هم اول كار , هم گرسنه بودند و هم گریان .

خواستم هم سیرشان كنم , هم خندان .


-------------------- ********************* ---------------------


نظرات شما در مورد این مطلب []

صفحات سایت